سافت وریــــــــــــــــــا

مطالب پربحث‌تر
خدایا …!
گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد ،
نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ،
و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم ،
تا کم کم چشـــــــــم هایم با ابـرهای بارانیت همراهی می کنند
و قلبـــم سبک می شود آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام فضای دلـم را پر می کنی
و مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــوم
و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد !
چون تو را در قلبــــــــــــــم دارم …
  • نوید عباسپور
به اعتماد هبچ شانه ای اشک نریزبه اعتبار هر اشکی هم شانه نباشآدمی به خودی خود نمی افتداگر بیفتد از همان سمتی می افتد که تکیه کرده است !!!
  • نوید عباسپور
میدانی بعضیها سوره اندباید آیه آیه بخوانیشانشان نزول دارندباید تفسیر شوندتا فهمیده شوند
  • نوید عباسپور
گاه گاهی دلم می گیرد ... با خودم می گویم:به کجا باید رفت؟به که باید پیوست؟به که باید دل بست؟به دیاری که پر از دیوار است؟به امینی که امانت خوار است؟یا به افسانه دوست؟گریه ام می گیرد ...
  • نوید عباسپور
خدایا …!گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد ،نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ،و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم ،تا کم کم چشـــــــــم هایم با ابـرهای بارانیت همراهی می کنندو قلبـــم سبک می شود آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام فضای دلـم را پر می کنیو مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــومو احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد !چون تو را در قلبــــــــــــــم دارم …
  • نوید عباسپور

مهم نیس چه فکری کنین..اصلا مهم نیس...

مهم دلمه که عاشقه..مهم معشوقیه که 3 ساله نظر به این عاشق دلسوخته نمیکنه..شایدم...

مهم اینه که نمیدونم کی قراره منو هم بخاد و ...برم های های گریه کنم.. بگم میدونی دلم برات تنگ شده..میدونی چقد دلم میخاد اجازه بدی کنارت باشم و سالی یه بار بیام...

بگم میدونی چقد برام سخته وقتی هر روز یکی زنگ میزنه میگه الان تو حرمته.. میگه جات خالی...

پس من کی بیام؟! کی من از کنار حرمت به دوستام زنگ بزنم بگم منم مشهدم و دعاتون میکنم؟! کی منم تو حرم گریه کنم و حاجت بخام؟!

من کی میتونم برا اون کبوترای حرم دونه بپاشم؟1 تاکی از تلویزیون ببینم؟ از دوست و آشنا ها بشنوم؟ 3 ساله بدجور هوای حرم زده سرم..من کی بیام مشهد؟ کی بیام حرمت یا ثامن الحجج...؟!

خوشبحال همه ی اون عزیزایی که عید امسال رو کنار بارگاه علی بن موسی الرضا(ع) گذروندن...

  • نوید عباسپور
مهم نیس چه فکری کنین..اصلا مهم نیس... مهم دلمه که عاشقه..مهم معشوقیه که 3 ساله نظر به این عاشق دلسوخته نمیکنه..شایدم... مهم اینه که نمیدونم کی قراره منو هم بخاد و ...برم های های گریه کنم.. بگم میدونی دلم برات تنگ شده..میدونی چقد دلم میخاد اجازه بدی کنارت باشم و سالی یه بار بیام... بگم میدونی چقد برام سخته وقتی هر روز یکی زنگ میزنه میگه الان تو حرمته.. میگه جات خالی... پس من کی بیام؟! کی من از کنار حرمت به دوستام زنگ بزنم بگم منم مشهدم و دعاتون میکنم؟! کی منم تو حرم گریه کنم و حاجت بخام؟! من کی میتونم برا اون کبوترای حرم دونه بپاشم؟1 تاکی از تلویزیون ببینم؟ از دوست و آشنا ها بشنوم؟ 3 ساله بدجور هوای حرم زده سرم..من کی بیام مشهد؟ کی بیام حرمت یا ثامن الحجج...؟! خوشبحال همه ی اون عزیزایی که عید امسال رو کنار بارگاه علی بن موسی الرضا(ع) گذروندن...
  • نوید عباسپور

فاطمیه شد
و بعد
محراب را خون گرفت
و بعد
زهر جای آب را گرفت
و بعد
جای سرها به جای تن، نیزه شد
و بعد
.
.
.
.
دیگر مهتاب به آسمان سر نزد
خورشید هم پشت ابر پنهان شد
و فقط ماند ظلمت و ظلمت و ظلمت
.
.
.
  • نوید عباسپور
فاطمیه شدو بعدمحراب را خون گرفتو بعدزهر جای آب را گرفتو بعدجای سرها به جای تن، نیزه شدو بعد....دیگر مهتاب به آسمان سر نزدخورشید هم پشت ابر پنهان شدو فقط ماند ظلمت و ظلمت و ظلمت...
  • نوید عباسپور

 روزی بر صفحه ای از تقویم خواهند نوشت: "تعطیل..روز ظهور مهدی فاطمه(عج)"

 و در مدینه کنار ساختمان نیمه کاره ای تابلویی را میبینیم:

 *پروژه حرم مطهر بانوی دوعالم فاطمه زهرا(س)

 *کار فرما: قائم آل محمد(ص)

 *پیمانکار: یاران حضرت

 *مساحت: وسعت دل تمام شیعیان

 التماس دعای فرج

  • نوید عباسپور
روزی بر صفحه ای از تقویم خواهند نوشت: "تعطیل..روز ظهور مهدی فاطمه(عج)"  و در مدینه کنار ساختمان نیمه کاره ای تابلویی را میبینیم:  *پروژه حرم مطهر بانوی دوعالم فاطمه زهرا(س)  *کار فرما: قائم آل محمد(ص)  *پیمانکار: یاران حضرت  *مساحت: وسعت دل تمام شیعیان  التماس دعای فرج
  • نوید عباسپور
زیر باران دوشنبه بعدازظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم 
زن همسایه بر زمین افتاد
سیب‌ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلاً این صحنه را... نمی‌دانم
در من انگار می‌شود تکرار
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت: آرام باش! چیزی نیست
به‌گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر،گریه نکن
مرد گریه نمی‌کند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا‌علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی‌تفاوت ما
ناله‌هایش فقط تماشا شد

*** 
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه‌ای مشکی است

*** 
با خودم فکر می‌کنم حالا
کوچه‌ی ما چقدر تاریک است
گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...
  • نوید عباسپور
زیر باران دوشنبه بعدازظهراتفاقی مقابلم رخ دادوسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتادسیب‌ها روی خاک غلطیدندچادرش در میان گرد و غبارقبلاً این صحنه را... نمی‌دانمدر من انگار می‌شود تکرارآه سردی کشید، حس کردمکوچه آتش گرفت از این آهو سراسیمه گریه در گریهپسر کوچکش رسید از راهگفت: آرام باش! چیزی نیستبه‌گمانم فقط کمی کمرم...دست من را بگیر،گریه نکنمرد گریه نمی‌کند پسرمچادرش را تکاند، با سختییا‌علی گفت و از زمین پا شدپیش چشمان بی‌تفاوت ماناله‌هایش فقط تماشا شد*** صبح فردا به مادرم گفتمگوش کن! این صدای روضه‌ی کیستطرف کوچه رفتم و دیدمدر و دیوار خانه‌ای مشکی است*** با خودم فکر می‌کنم حالاکوچه‌ی ما چقدر تاریک استگریه، مادر، دوشنبه، در، کوچهراستی! فاطمیه نزدیک است...
  • نوید عباسپور


فقط یک لحظه نگاه کن

و ببین

کجای این قصه ایستاده ایم...

تو به من سنگ می زنی

و من...

گردنبندی از آن سنگها

برایت می سازم

  • نوید عباسپور
فقط یک لحظه نگاه کنو ببینکجای این قصه ایستاده ایم...تو به من سنگ می زنیو من...گردنبندی از آن سنگهابرایت می سازم
  • نوید عباسپور

 کاش وسعت دل تمامی انسانها به وسعت آسمون بود..به وسعت دریا...

 کاش همیشه میتونستیم ببخشیم و فرصت دوباره بدیم...

 کاش ارزش آدمها به انسانیتشون بود نه به پولشون...

 کاش بتونیم بجای دیدن بدیها,خوبیها رو ببینیم...

 کاش هیچ حقیقتی تلخ نبود...

  • نوید عباسپور
کاش وسعت دل تمامی انسانها به وسعت آسمون بود..به وسعت دریا...  کاش همیشه میتونستیم ببخشیم و فرصت دوباره بدیم...  کاش ارزش آدمها به انسانیتشون بود نه به پولشون...  کاش بتونیم بجای دیدن بدیها,خوبیها رو ببینیم...  کاش هیچ حقیقتی تلخ نبود...
  • نوید عباسپور
توجه!!!

بر طبق جلساتی که پشت درهای بسته صورت گرفته هیئت اجرائی تصمیم گرفت که صندلی داغ برگزار نشه...

.
.
.
.
.
.
.
شوخی کردم
نه تصمیم گرفتیم به خاطر اینکه بچه ها بتونن خودشونو برسونن
صندلی داغ بعد سیزده بر گزار بشه
بین 14 تا 16 فروردین
میتونین نظرات خودتونو در مورد تصمیم هیئت اجرائی بگیین
خوش حال میشیم که در برگزاری صندلی داغ بهمون کمک کنین
از همه ی شما ممنونیم...

  • نوید عباسپور

ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا (س) بر دلسوختگان فاطمیه تسلیت باد

دل خورشید محک داشت؟ نداشت 
یا به او آئینه شک داشت؟ نداشت 
آسمانی که فلک می بخشید 
احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت 
غیر دیوار و در و آوارش شانه وحی کمک داشت؟ نداشت 
مردم شهر به هم می گفتند ، در این خانه ترک داشت ؟ نداشت 
شب شد و آئینه ماه شکست . دست این مرد نمک داشت؟ نداشت 
تو بپرس از دل پر خون و غمت چهره یاس کتک داشت؟ نداشت...
 

  • نوید عباسپور
همیشه هم قافیه بوده اند

"سیب"و"فریب"

حتی زمانی که هیچ کس

شعری نگفته بود

وحال

که هیچ کس شعری نمی گوید

ما

-همه باهم-

میگوییم"سیب"

ودوربین های عکاسی را

فریب میدهیم

تا پنهان کنیم

آن اندوه موروثی را

ثبت این لبخند مصنوعی را!

روبروی دوربین عکاسی

میخندیم پراز شوق

دردلمان اندوه شعله می کشد

لبخندمصنوعی میزنیم

وباز هم پدید آید یک عکس...

  • نوید عباسپور