سافت وریــــــــــــــــــا

مطالب پربحث‌تر

راستی! فاطمیه نزدیک است...

پنجشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۲، ۱۰:۳۴ ق.ظ
زیر باران دوشنبه بعدازظهراتفاقی مقابلم رخ دادوسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتادسیب‌ها روی خاک غلطیدندچادرش در میان گرد و غبارقبلاً این صحنه را... نمی‌دانمدر من انگار می‌شود تکرارآه سردی کشید، حس کردمکوچه آتش گرفت از این آهو سراسیمه گریه در گریهپسر کوچکش رسید از راهگفت: آرام باش! چیزی نیستبه‌گمانم فقط کمی کمرم...دست من را بگیر،گریه نکنمرد گریه نمی‌کند پسرمچادرش را تکاند، با سختییا‌علی گفت و از زمین پا شدپیش چشمان بی‌تفاوت ماناله‌هایش فقط تماشا شد*** صبح فردا به مادرم گفتمگوش کن! این صدای روضه‌ی کیستطرف کوچه رفتم و دیدمدر و دیوار خانه‌ای مشکی است*** با خودم فکر می‌کنم حالاکوچه‌ی ما چقدر تاریک استگریه، مادر، دوشنبه، در، کوچهراستی! فاطمیه نزدیک است...
  • نوید عباسپور

نظرات (۲)

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِیها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک»
سلام خوبی ؟ یه بار دیگه اومدم ببینم پست تازه زدی یا نه ؟ من دوستای خودمو فراموش نمی کنم . منم یه برنامه ی جدید دارم می نویسم بزودی میزارم رو سایت . از اومدنت خوشحال میشم . فعلا تا دیدار دیگر
پاسخ:
سلام یاشار جون .... دوست داریم ... اصن ارادت خاصی داریم بهت .... نوکرم .... همین ک ما رو یاد می کنی باعث می شی فک کنیم داریم بزرگ میشیم..... انشالله ک موفق باشی ... حتما بهت سر میزنیم ..... قبولت داریم ....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی