تو کجایی ...؟!
جمعه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۵:۳۰ ق.ظ
احساس جاری میشود در چشم هایم ...
وقتی صدای آب دلتنگی فراق را در جانم تازه میکند ...
ما دلمان را قرص کرده ایم به حضور تو ...
حتی اگر تمام سلام های ما هم بی پاسخ بمانند که نمیمانند..عیبی ندارد ...
ما هم خدایی داریم ... همان خدایی که وعده آمدنت را داد ...
همان خدایی که خواست شما پاک باشید و مطهر ...
ضجه های عقربه های ساعت کشنده اند..مخصوصا جمعه وقت غروب ...
پس تو کجایی که بیایی..همه ی ما انسانها شبیه هم بشویم ...
زلال..روشن..آرام ... کاش میدانستم ...!
صلوات و التماس دعای فرج