چه بی انتهایم من امشب .چه بی انتهایم ...
مرا دارد از خودتهی می کند ذره ذره ...
همان حس گنگی که می جوشد از ژرف نایم...
پرم از غریبی و لبریزم از بی شکیبی ...
بگو با من ای روح جان ، من کی ام؟ در کجایم؟...
من و جست و جوی تو ای نبض پنهان هستی ...
کجای زمین و زمانی ؟ بگو تا بیایم!
ا برضوی ... ام ذی طوی ...
- ۲ نظر
- ۲۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۷:۳۰