سافت وریــــــــــــــــــا

مطالب پربحث‌تر

۸۵ مطلب با موضوع «دلنوشته» ثبت شده است

وسعت درد






وسعت درد فقط سهم من است،

باز هم قسمت غم ها شده ام،

دگر آیینه ز من با خبر است،

که اسیر شب یلدا شده ام،

من که بی تاب شقایق بودم،

همدم سردی یخ ها شده ام،

کاش چشمان مرا خاک کنید،

تا نبینم که چه تنها شده ام
....

  • نوید عباسپور
یاد گرفته ام ،

انسان مدرنی باشم ،

 و هر بار که دلتنگ میشوم ،

به جای بغض و اشک تنها ،

 به این جمله اکتفا کنم ،

 هوای بد این روزها آدم را افسرده میکند . . . !



  • نوید عباسپور

زیادى خوبى نکنید !

انسان است ، فراموشکار است . . .

از تنهایى اش که در بیاید تنهایى ات را دور میزند ،

پشت مى کند به تو ، به گذشته ، حتی روزى میرسد که به تو

میگوید : شما . . . ؟



  • نوید عباسپور
می خوام از پسرا بگم از اونایی که همیشه کنار خانواده هستنپسر یعنی صبح زود پاشی بری نون بخریپسر یعنی مرد دوم خونهپسر یعنی غیرتو اینجور چیزاپسر یعنی عصای پیریپسر یعنی یدونه ی مامانپسر یعنی مزه زندگیپسر یعنی لبخند بزن تا ندونن ناراحتیپسر یعنی دیوارپسر یعنی گریه ی پنهونیپسر یعنی خرید واسه خونهپسر یعنی ستون دوم خونهپسر یعنی محرم راز پدرپسر یعنی از پدر سیلی بخوری و نگی واسه چیپسر یعنی اعتبار خانوادهپسر یعنی احترام خانوادهپسر یعنی افتخار خانوادهو پسر یعنی ...♥♥♥به افتخار پسرایی که همیشه کنار خانوادن♥♥♥اگه پسرا نبودن هیچی معنی نداشت
  • نوید عباسپور
وسعت دردوسعت درد فقط سهم من است،باز هم قسمت غم ها شده ام،دگر آیینه ز من با خبر است،که اسیر شب یلدا شده ام،من که بی تاب شقایق بودم،همدم سردی یخ ها شده ام،کاش چشمان مرا خاک کنید،تا نبینم که چه تنها شده ام....
  • نوید عباسپور
یاد گرفته ام ،انسان مدرنی باشم ، و هر بار که دلتنگ میشوم ،به جای بغض و اشک تنها ، به این جمله اکتفا کنم ، هوای بد این روزها آدم را افسرده میکند . . . !
  • نوید عباسپور
زیادى خوبى نکنید !انسان است ، فراموشکار است . . .از تنهایى اش که در بیاید تنهایى ات را دور میزند ، پشت مى کند به تو ، به گذشته ، حتی روزى میرسد که به تو میگوید : شما . . . ؟
  • نوید عباسپور

·        وقتی شخصی حتی به چیزای الکی زیاد میخنده مطمین باشید که عمیقا غمگینه .

 

·        وقتی کسی زیاد میخوابه مطمین باشید که تنهاست .

 

·        وقتی شخصی کم حرف میزنه و اگر هم حرف بزنه حرفشو سریع میگه مطمین باشید که

                                                           رازی رو حفظ میکنه .

 

·        وقتی کسی نمیتونه گریه کنه نشون دهنده شکنندگی و ضعفه اونه .

 

·        وقتی کسی غیر عادی غذا میخوره بدون که اضطراب داره .

 

·        وقتی شخصی به خاطر چیزای احمقانه و کوچیک از دستت عصبانی شد یعنی که خیلی

                                                                  دوست داره .

 

  • انسان های قوی میدانند چگونه به زندگی شان نظم دهند . حتی زمانی که اشک    

              درچشمانشان حلقه میزند هم چنان با لبخند میگویند :  من خوب هستم

  • نوید عباسپور
·        وقتی شخصی حتی به چیزای الکی زیاد میخنده مطمین باشید که عمیقا غمگینه .  ·        وقتی کسی زیاد میخوابه مطمین باشید که تنهاست .  ·        وقتی شخصی کم حرف میزنه و اگر هم حرف بزنه حرفشو سریع میگه مطمین باشید که                                                            رازی رو حفظ میکنه .  ·        وقتی کسی نمیتونه گریه کنه نشون دهنده شکنندگی و ضعفه اونه .  ·        وقتی کسی غیر عادی غذا میخوره بدون که اضطراب داره .  ·        وقتی شخصی به خاطر چیزای احمقانه و کوچیک از دستت عصبانی شد یعنی که خیلی                                                                   دوست داره .  انسان های قوی میدانند چگونه به زندگی شان نظم دهند . حتی زمانی که اشک                  درچشمانشان حلقه میزند هم چنان با لبخند میگویند :  من خوب هستم
  • نوید عباسپور

یکی میگفت : باید از کنار مشکلات زندگی

با سرعت عبور کنی و بگی مییییگ میییییگ !!!

اما انگار نمیدونست مشکلات نشستن رومون و میگن:

انگوررررررری ، انگوررررررری !

  • نوید عباسپور

گاهی گمان نمیکنی و میشود

گاهی نمیشود که نمیشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو میشود ...

      دکتر شریعتی

  • نوید عباسپور
یکی میگفت : باید از کنار مشکلات زندگی با سرعت عبور کنی و بگی مییییگ میییییگ !!! اما انگار نمیدونست مشکلات نشستن رومون و میگن: انگوررررررری ، انگوررررررری !
  • نوید عباسپور
گاهی گمان نمیکنی و میشود گاهی نمیشود که نمیشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود گاهی گدای گدایی و بخت نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود ...       دکتر شریعتی
  • نوید عباسپور

هیچ لیوانی در زندگی خالی نیست ،

حتی نیمه پر هم نیستند ؛

وقتی چشمها جور دیگر می بینند .

وقتی دوست همه جا حضور دارد،

وقتی لطفش همه جا را پر کرده

آری ...  چشمها را باید شست ...

بیایید لیوانها را به کناری بگذاریم ، وقتی دریای رحمتش را کرانه نیست ...

الحمد لله رب العالمین ...


  • نوید عباسپور

باز بــــاران ...

باز بــــوی نم خـــاک ...

باز هم چرخش بـــرگ ...

پی آسایش آغوش گره خورده به خـــاک !

باز آواز خوش خش خش  بـــرگ !

پاییز و غم و تلخی تنهایی آغوش من و ریزش بـــرگ !!!

  • نوید عباسپور

کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی باتو میمانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت

دستهای تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا میرسی

کاش روز دیدنت فردا نبود

  • نوید عباسپور
هیچ لیوانی در زندگی خالی نیست ، حتی نیمه پر هم نیستند ؛ وقتی چشمها جور دیگر می بینند . وقتی دوست همه جا حضور دارد، وقتی لطفش همه جا را پر کرده آری ...  چشمها را باید شست ... بیایید لیوانها را به کناری بگذاریم ، وقتی دریای رحمتش را کرانه نیست ... الحمد لله رب العالمین ...
  • نوید عباسپور
باز بــــاران ... باز بــــوی نم خـــاک ... باز هم چرخش بـــرگ ... پی آسایش آغوش گره خورده به خـــاک ! باز آواز خوش خش خش  بـــرگ ! پاییز و غم و تلخی تنهایی آغوش من و ریزش بـــرگ !!!
  • نوید عباسپور
کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی باتو میمانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود …
  • نوید عباسپور


روزی دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، پرسید: «چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟»

پسر جواب داد: «دلیلشو نمی‌دونم؛ اما واقعاً دوسِت دارم!»

- تو هیچ دلیلی نمی‌تونی بیاری؛ پس چطور دوسم داری؟ چطور می‌تونی بگی عاشقمی؟

- من جداً دلیلشو نمیدونم؛ اما می‌تونم بهت ثابت کنم!

- ثابت کنی؟ نه! من می‌خوام دلیلتو بگی!

- باشه.. باشه! میگم؛ چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست

داشتنی هستی، باملاحظه هستی، بخاطر لبخندت..

آن روز دختر از جواب‌های پسر راضی و قانع شد.

متأسفانه، چند روز بعد، دختر تصادفی وحشتناک کرد و به حالت کما رفت.

پسر نامه‌ای در کنارش گذاشت با این مضمون:

"عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم؛ اما حالا که نمی‌تونی حرف بزنی، می‌تونی؟ نه! پس دیگه

نمی‌تونم عاشقت بمونم! گفتم بخاطر اهمیت دادن‌ها و ملاحظه کردنات دوسِت دارم؛ اما حالا که نمی‌تونی

برام اونجوری باشی، پس منم نمی‌تونم دوست داشته باشم! گفتم واسه لبخندات عاشقتم؛ اما حالا نه

می‌تونی بخندی و نه حرکت کنی! پس منم نمی‌تونم عاشقت باشم! اگه عشق همیشه دلیل بخواد مث

الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره! واقعاً عشق دلیل می‌خواد؟ نه! معلومه که

نه! پس من هنوز هم عاشقتم."…
  • نوید عباسپور