
وسعت درد فقط سهم من است،
باز هم قسمت غم ها شده ام،
دگر آیینه ز من با خبر است،
که اسیر شب یلدا شده ام،
من که بی تاب شقایق بودم،
همدم سردی یخ ها شده ام،
کاش چشمان مرا خاک کنید،
تا نبینم که چه تنها شده ام....
- ۱ نظر
- ۰۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۸:۴۳
زیادى خوبى نکنید !
انسان است ، فراموشکار است . . .
از تنهایى اش که در بیاید تنهایى ات را دور میزند ،
پشت مى کند به تو ، به گذشته ، حتی روزى میرسد که به تو
میگوید : شما . . . ؟
· وقتی شخصی حتی به چیزای الکی زیاد میخنده مطمین باشید که عمیقا غمگینه .
· وقتی کسی زیاد میخوابه مطمین باشید که تنهاست .
· وقتی شخصی کم حرف میزنه و اگر هم حرف بزنه حرفشو سریع میگه مطمین باشید که
رازی رو حفظ میکنه .
· وقتی کسی نمیتونه گریه کنه نشون دهنده شکنندگی و ضعفه اونه .
· وقتی کسی غیر عادی غذا میخوره بدون که اضطراب داره .
· وقتی شخصی به خاطر چیزای احمقانه و کوچیک از دستت عصبانی شد یعنی که خیلی
دوست داره .
درچشمانشان حلقه میزند هم چنان با
لبخند میگویند :
من خوب هستم
یکی میگفت : باید از کنار مشکلات زندگی
با سرعت عبور کنی و بگی مییییگ میییییگ !!!
اما انگار نمیدونست مشکلات نشستن رومون و میگن:
انگوررررررری ، انگوررررررری !
گاهی گمان نمیکنی و میشود
گاهی نمیشود که نمیشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود ...
دکتر شریعتی
هیچ لیوانی در زندگی خالی نیست ،
حتی نیمه پر هم نیستند ؛
وقتی چشمها جور دیگر می بینند .
وقتی دوست همه جا حضور دارد،
وقتی لطفش همه جا را پر کرده
آری ... چشمها را باید شست ...
بیایید لیوانها را به کناری بگذاریم ، وقتی دریای رحمتش را کرانه نیست ...
الحمد لله رب العالمین ...
باز بــــاران ...
باز بــــوی نم خـــاک ...
باز هم چرخش بـــرگ ...
پی آسایش آغوش گره خورده به خـــاک !
باز آواز خوش خش خش بـــرگ !
پاییز و غم و تلخی تنهایی آغوش من و ریزش بـــرگ !!!
کاش میشد هیچکس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو میمانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود …