- ۶ نظر
- ۱۶ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۶:۴۱
پونزده ، بیست ساله که دارم درس میخونم
هنوز نفهمیدم افلاطون و ارسطو و سقراط
کدومشون شاگرد کدومشون بودن !
خدایی شما فهمیدید !؟
به منم بگید ثواب داره !
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر (دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر ): نه! من
دوست دارم همسرم را خودم
انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بیل گیتس» است
پسر: آهان اگر اینطوریه، قبول است
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان، قائم مقام «مدیرعامل بانک جهانی» است
بیل گیتس: ...اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم
پدر: اما این مرد جوان داماد «بیل گیتس» است
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود
نتیجه اخلاقی ۱: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی
بدست آورید. اما باید روش مثبتی را برگزینید.
پیر شدم آخرش نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه ی مداد رنگی چی بود؟؟؟؟